تبليغاتX
مرکز کامپیوتر ایلیا - جک و طنز
(با مدیریت علی اعرابی)
یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کنن.
 
 
ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه آقا شما
 
ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین!!!
 
 
یه حلقه ی طلایی اسمتو روش نوشتم.
میخام بدم پاکش کنن ریدی تو سرنوشتم!
 
 
قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه:
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
 
 
به تركه مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!
 
 
به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
 
 
تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
 
 
سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا
 
دعاي پايان ترم :الهي ادركني پاسَنا امتحاني به نمراتَن

دهي و گاهن دوازدهي ...حفظان مِن

مشروطي و فلجن استادي و لغوا امتحانما

 

يه نفر مي ره داروخانه چشمش به شيشه ي الكلي مي افته كه جنين توش بوده مي پرسه ببخشيد

اين ترشي بچه ها چنده؟

 

یك روز پينوكيو ميره سر قبر پدربزرگش و براش مي گه عروسكي بودم برات كه تو بهم نفس دادي

 

اگه اديسون برق اختراع نمي كرد چي ميشد ميگه خوب يكي ديگه اختراع ميكرد  inam ye zedde

haal

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 15:34  توسط علی اعرابی  |